تبليغاتX
آزادی

آزادی

ادبی. اجتماعي.فرهنگي

 كشتار

اعدام

 

 کشتارتمام شد

جلاد ها

هس هس کنان

نماز صبح را

 وضو گرفتند.

***

جسد ها بی سر

وسرخ ها

بی تاب سبز شدن

- خون را به خاک پنهان کنید!

طوفانی

مبادا 

 وزیدن گیرد .

 

جلاد ها ی کوچک

بذر های خیس را

 به خاک نهان کردند

ونسیم

پیشانی قاتل را خشک می کرد. 

                                                               آبان ۶۷

+ نوشته شده در  شنبه نهم تیر 1386ساعت 3:54  توسط م .كاوه  | 

براي خانواده ي داغدار فروهر ها پوينده؛مختاري فريدون فرخزاد و...


تقديم به ماني عزيز


سي گل ميخك؛ ضربت چاقو
كرد ترسيم روي سينه ي او

خون زن نقش بست بر ديوار
توي آيينه ؛ قاتل ِ كج خو

روي آيينه لكه هايي سرخ
خانه از بوي ادكلن ؛خوشبو

چند لحظه پيش ؛ پروانه
بود در كار ِزينتِ لب و مو

غافل از مرگ خود به پيشاني
ريخت چند طره از گيسو
***
دوربين ؛كارگردان ؛مصاحبه؛فيلم
يك زن ِ سر شناس و شوهر او
***
دوجسد چاك چاك روي زمين
در وَرم خفته صورت و ابرو

دست زن روي مبلمان ؛ خونين
پاي پروانه ؛ پرت ؛ روي پتو

چهره ي مرد يك شقايق خيس
جسد ِ داريوش ؛ بي بازو

***
سي گل ميخك ؛ سرخ چون ياقوت
خنجر ِ خسته خفته در پهلو

يك نگاه ؛ يك نگاه ِپرسشگر
نقش ِ قاليچه ؛ نقش ِ يك آهو
***
خبر ِ داغ ؛‌روزنامه ها ؛ افشاء
راديو ها ؛ در اين ميان پر گو
***
وايتكس خورد قاتل ؛ تا
دست هاي دگر نگردد رو

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم فروردین 1386ساعت 10:54  توسط م .كاوه  |